محبت را از آن خواهری آموختم...
.
.
.
که وقتی داداشش خواست از پاستیلش بخورد...
انچنان نوازشگرانه کوباند در دهان داداشش که دندان هایش ریخت در دهانش
برای محکم کاری هم جفت پا برفت در شکم داداشش تا خون بالا بیارد
پاستیل است شوخی برنمیدارد...
نظرات شما عزیزان:
موضوعات مرتبط: خنده ، جک ، جملات کوتاه خنده دار ، ،
برچسبها: متن های روز خنده دار , محض خنده , جک , جملات کوتاه خنده دار , خنده دار , خخخخ , متن های روز دنیا , خنده دار , محض خنده , جملات کوتاه خنده دار , خخخخ , جک , جک ,
تاريخ : چهار شنبه 23 مهر 1393
ا 23:3 نويسنده : جک ا